علل خرابی پل

مقدمه
علل اصلی خرابی بسیاری از پلها قبل ازپایان عمرشان، عدم توجه به معیارهای هیدرولیکی در طراحی، و اجراو نگهداری از آنهاست. ظرفیت گذرسیلاب از پل پایداری بازه رودخانه در محل احداث پل هدایت جریان نیروهای هیدرو دینامیک جریان آبشستگی و فرسایش در اثر تنگشدگی و یا ایجاد مانع  عواملی هستند که در تعیین جانمایی طول ارتفاع وآرایش پایه و تکیه گاهها و مشخصات هندسی پایه هاو    تکیه گاههای پل حائزاهمیت هستند که متأسفانه در کشورمان به مسائل فوق الذکر توجه کمتری   می گردد این مقاله نگاهی اجمالی به نقش مهندسی رودخانه و اهمیت بکارگیری آن در طراحی پلها دارد.

علیرغم استفاده از مصالح و تکنولوژی پیشرفته و صرف هزینه های هنگفت در طراحی و ساخت پل ها هرساله شاهد شکست و یا تخریب پل های زیادی در دنیاو در کشورمان در اثر وقوع سیلاب هستیم. شکست و تخریب پلهاعلاوه بر خسارات مالی و گاهی هم جانی راه ارتباطی به نقاط سیل گیر و محتاج کمک رسانی را قطع می کند و خسارتها را دو چندان می نماید. طبق بررسیهای انجام شده در اکثر موارد علت شکست پلها عبارتند از:

*
  عدم برآورد صحیح سیلاب طراحی (Flood Design) و کم بودن ظرفیت عبور سیلاب از دهانه پلها
*
  جانمایی (Layout ) نامناسب پلها بدون توجه به مسائل ریخت شناسی (Morphology) رودخانه
*
  بر آورد نادرست از عمق شالوده (براساس معیارهای سازه ای و ژئوتکنیکی) بدون توجه به مسأله فرسایش آبشستگی
*
  فراهم نکردن تمهیدات لازم برای عبور مناسب جریان از سازه پلها
*
  نقصان در حفاظت و نگهداری از پلها

براساس آمار و اطلاعات جمع آوری شده از خسارات سیلاب در دوره زمانی سالهای1331 تا 1375 افزایش تخریب پلها در اثر سیلاب چشمگیر بوده است.


آنچه که مسلم است یکی از عوامل اصلی این تخریبها عدم رعایت مسائل هیدرولیکی ومهندسی رودخانه در طراحی پلها در طی دهه گذشته ( که دوره توسعه سازندگی وپیشرفت بوده است)       می باشد و شواهد نشان می دهد که در سالهای اخیر به این مساله توجه کافی نمی گردد. مسلماً عواقب ناشی از عدم رعایت مسائل مهندسی رودخانه در پل سازی جزصرف هزینه های زیادو         بی حاصل ثمری نخواهد داشت ولازم است در برنامه های مربوط به پل سازی معیارهای هیدرولیکی در مطالعات طراحی و اجرای پل هامورد توجه قرارگیرند.

تحقیقات انجام شده روی پلها نشان می دهد که علاوه بر عوامل سازه ای و ژئوتکنیکی که در محاسبه ابعاد پلها به کار می روند عوامل هیدرولیکی و اندرکنش سازه پل و رودخانه در تعیین جانمایی طول ارتفاع پایه و تکیه گاهها و حفاظت از پلها نقش اساسی دارند.
جانمایی و راستای قرارگیری پلها :

عبور جاده و یا خط راه آهن از روی رودخانه ها محدود به بازه های خاصی از رودخانه هاست که توسط مسیر کلی راه مشخص می گردد علاوه بر آن مسیر کلی راه راستای قرارگیری پل روی رودخانه را نیز تعیین می نماید در حد امکان از احداث پل در بازه های ناپایدار باید اجتناب نمود بازه های ناپایدار        بازه هایی از رودخانه هستندکه رودخانه در آنها فرسایشی و یا رسوب گذار است.

انتخاب راستای پل عمود بر راستای جریان از وارد آمدن نیروی بیشتر و مورب به تکیه گاهها وپایه های پل جلوگیری می کند همچنین طول پل کاهش می یابد که در کاهش هزینههای کلی طرح بسیار موثر است استفاده از عکسهای هوایی و توپوگرافی بامقیاس مناسب ( 1.50000 تا 1.20000) یکی از راههای مفید برای مطالعه جانمایی وتعیین بهترین مسیر عبور پل از روی رودخانه است.
تعیین طول پلها :

به دلیل ملاحظات اقتصادی وسازه ای تاحد ممکن طول پلها را کوتاه در نظر میگیرند اما باید دانست که شکل هندسی شرایط جریان در رودخانه پیوسته در حال تغییر است و کوتاه شده طول پل باعث تمرکز تنش جریان در محدوده احداث پل گردیده وموجب آبشستگی کف و کناره ها می گردد این موضوع در هنگام وقوع سیلاب به حالت بحرانی می رسد و ممکن است باعث تخریب پل گردد بنابر این طول پل باید طوری انتخاب شود که پایداری رودخانه در محدوده احداث پل حفظ گرددبر اساس تحقیقات انجام شده بازه های پایدار رودخانه، بازه هایی هستند که تغییرات چندانی در طول یک یا چند سال نداشته باشند از مفهوم بازه پایداربرای تعیین عرض تعادل رودخانه ها استفاده می گردد عرض تعادل با استفاده ازمفاهیم روابط تجربی رژیم روش نیروی برکنش و مفهوم توان جریان استخراج میگردد. روابط رژیم بر اساس معادلات تجربی بین دبی جریان آب و رسوب عمق عرضو شیب رودخانه ها با بستر شنی نشان می دهد.
تعیین ارتفاع پلها :

محدودیتهای سازه ای و اقتصادی خاکریزهاو جاده های طرفین مسائل کشتیرانی و قایقهای تفریحی و ظرفیت آبگذری مهمترین عوامل تعیین کننده ارتفاع پل می باشندظرفیت آبگذری پل به حداکثر دبی جریان گفته می شود که پل با اطمینان از خودعبور می دهد این مقدار جریان به هندسه مقطع پل و تکیه گاه ها شکل پایه های پل عرض تنگ شده رودخانه و ارتفاع پل بستگی دارد. با تعیین عرض تعادل رودخانه (یا همان طول پل ) دبی سیلاب طراحی برای محل و شکل مقطع پل و پایه های آن و ارتفاع پل محاسبه می گردد دبی سیلاب طراحی بر اساس اهمیت سازه ازنظر ارتباطات تجارت و همچنین ریسک شکست و وارد آمدن خسارت انتخاب می گردد.اغلب دبی طراحی عبور سیلاب برای پلها را با دوره برگشت 50ساله بطور خلاصه می توان گفت برای شرایطی که سطح شالوده بالای بستر باشد، سرعت و اندازه گردابها بستگی به ابعاد و ارتفاع و عرض نسبی پایه نسبت به شالوده داردیعنی اینکه در این حالت شالوده به عنوان یک عامل بازدارنده، خود باعث تشکیل گردابهای قویتری می گردد که با گرداب حاصل از پایه ترکیب شده وآبشستگی را تشدید می نماید.

در حالت دوم (سطح قانونی شالوده داخلحفره آبشستگی است)سیستم گردابهای ایجاد شده ضعیفتر از حالت اول می باشد وحتی در زماینکه سطح فوقانی شالوده به اندازه کافی به سمت بالا دست گسترش می یابد، گرداب ایجاد شده توسط پایه بر روی سطح شالوده هیچگونه تاثیری درسیستم ایجاد شده توسط پایه ندارد.

باتوجه به موارد فوق الذکر معادلات ارایه شده توسط ریچاردسون نیاز به بازبینی دارد.

انتخاب عمق شالوده پایه ها و به همین ترتیب برای تکیه گاهها با در نظر گرفتن حداکثر آبشستگی و موارد فوق الذکر در مورد پایه های مستطیلی صورت می گیرد.
هدایت جریان :

شکل نامنظم رودخانه ها در مقاطع عرضی و در طول ممکن است باعث تغییرات مکانی جریان در رودخانه گردد این موضوع برای احداث پلها و عبور جریان ازمقطع آنها نامطلوب است و باید به نحوی جریان در بالادست پل یکنواخت توزیع شده وبه طرف سازه هدایت گردد. این عمل توسط سازه طولی به نام دیوارهای هدایت جریان صورت می گیرد.

در بیشتر موارد مصالح مورد استفاده از رودخانهای بوده و در قسمت سطحی و پیش بند از حفاظت های سنگچین استفاده می گرددگاهی شکل قرارگیری پل در مسیر رودخانه طوری است که به سادگی نمی توان جانمایی دیوارهای هدایت جریان و طول و مشخصات آنرا محاسبه نمود در این حالت با توجه به اهمیت پروژه پلسازی می توان از مدلهای فیزیکی جهت تعیین مشخصات آن استفاده نمود.

*
در طراحی پلها عوامل هیدرولیکی بسیار زیاد و پیچیده ای در رابطه با اندرکنش سازه پل و رودخانه نظیر ظرفیت آبگذری ،آبشستگی و فرسایش پایداری بازه رودخانه و نیروهای موثر جریان برپایه ها و تکیه گاهها وجود دارند.

*
طراحی پلها بادر نظرگرفتن اصول مهندسی رودخانه که یکی از عوامل تعین کننده می باشد ممکن استدر بسیاری از موارد طراحی سازه ای پل را تحت الشعاع قرارداده و حتی باعث تغییر سیستم باربری سازه پل گردد.
*
در طراحی و ساخت پل ها انتخاب جانمایی طول، ارتفاع، شکل تکیه گاهها و پایه هاوعمق شالوده بر اساس مطالعات هیدرولیک جریان و ریخت شناسی در بازه مورد نظر انجام می گردد.

گِریدِر یا شیب‌ساز[۱]، که بطور معمول به ماشین تسطیح جاده اطلاق می‌شود، از ماشین‌آلات سنگین مهندسی می‌باشد که دارای یک تیغهٔ بزرگ برای تسطیح سطوح می‌باشد. بیشتر مدل‌ها دارای ۳ اکسل با یک موتور و کابین تعبیه‌شده در بالای اکسل عقب در انتهای ماشین می‌باشند.

مهمترین وسیله برای عملیات تنظیم شیب، تسطیح خاکریزها، خاکبرداری‌ها و رساندن سطح خاک به سطح مورد نظر (خط پروژه) توسط گریدر انجام می‌پذیرد.

ادامه نوشته

اولین بولدوزرها از روی تراکتورهای مزرعه الگوبرداری شدند که برای شخم‌زدن استفاده می‌شدند. قابلیت تغییر در این ماشین‌آلات در زمین‌های نرم برای بارگیری و ساخت جاده منجر به تبدیل آنها به تانک در جنگ جهانی اول شد.

در سال ۱۹۲۳ میلادی، یک کشاورز جوان به نام جیمز کامینگز و یک نقشه‌کش به نام جی اِرل مکلود اولین طرح را برای بولدوزر ساختند. یک نسخه از آن طرح در پارک مورووی، کانزاس جاییکه آن دو اولین بولدوزر را ساختند در معرض نمایش عموم می‌باشد.

در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی، استفاده از ماشین‌های چرخ زنجیری بویژه کاترپیلار برای حفر کانال، بالابردن زمین بمنظور ساخت سد و سایر کارهای مرتبط با زمین معمول شد. این ماشین‌ها به قطعه‌ای فولادی در جلو که بعدها تیغه نامیده‌شد مجهز شدند.تیغه‌ها بمنظور استفاده‌های گوناگون در انواع مختلفی طراحی و ارائه شدند. در مدلهای اولیه کاربر ماشین در بالای ماشین و بدون کابین می‌نشست.

در طول سالها، بولدوزرها برای پاسخگویی به عملیات زمینی بسیار بزرگ و حجیم بزرگ‌تر و قدرتمندتر شدند. کارخانه‌هایی نظیر کاترپیلار، کوماتسو، فیات آلیس، جان دییر، کِیس، لیبر، تِرکس و جی‌سی‌بی شروع به ساختن ماشین‌آلات سنگین عمرانی و ساختمانی نظیر بولدوزر، بیل هیدرولیکی، لودر و ... کردند.

بولدوزرهابسیار پیچیده‌تر شدند. مهم‌ترین پیشرفت، قوی‌تر شدن موتورها، قابلیت اطمینان بیشتر حرکتی، زیربندی بهتر، نصب کابین، سیستم هیدرولیک (در مدلهای اولیه از کابل استفاده می‌شده‌است)، بازوها و قابلیت جابجایی و هدایت بیشتر و آسان‌تر آنها و تیغه‌ها می‌باشد. به‌عنوان یک انتخاب می‌توان بولدوزر را به ریپر عقب بمنظور خردکردن سنگ و نرم کردن مسیر مجهز نمود. جدیدترین فناوری نصب شده برروی بولدوزرها در سالهای اخیر سیستم جی‌پی‌اس (GPS) می‌باشد.

بهترین تولید کنندهٔ شناخته‌شدهٔ بولدوزر در دنیا کارخانهٔ کاترپیلار می‌باشد که تمام محبوبیتش را با ساخت ماشین‌آلات مقاوم و قابل اطمینان کسب کرده‌است. این ماشین‌آلات از تغییر دادن تراکتورها بوجودآمدند و تبدیل به ماشین‌آلات عظیم راهسازی شدند و در ادامه در مصارف نظامی نیز بکار گرفته شدند. شناخته‌شده‌ترین مدل ماشین‌آلات کاترپیلار مدل D9 می‌باشد که در پاکسازی مین و تخریب مواضع دشمن بکار گرفته شده‌است.

ادامه نوشته

ماشین آلات ساختمانی

مکانيکي

بيل مکانيکي عبارت از اتاقک گرداني است که سوار بر چرخها بوده و در انتهاي جلويي آن بيل متصل شده است. بيل  انتهايي عبارت است از تير اصلي بيل، ميله جام، جام و کابلهاي فلزي مورد لزوم که حرکات بيل را تأمين مي کنند.

در بیل های مکانیکی ، هيدروليکي عمل حفاري به وسيله فشار بيل و سپس بالا بردن آن با مواد کنده شده انجام مي گيرد. ميله جام به کمک دستگاه کنترل ماشین بیل مکانیکی ، جام را به داخل زمين فشار مي دهد يا آن را از منطقه حفاري بيرون مي کشد. پس از انجام حفاري و پر شدن جام، با استفاده از کابل بالا آورنده، جام بلند مي شود و سپس با حرکت افقي تير اصلي جام به منطقه تخليه منتقل شده و بار با آزاد کردن چفت در جام تخليه مي گردد. چون مي توان بيل مکانيکي را با فشار در خاک فرو برد لذا سخت ترين نوع خاک و حتي سنگ نرم يا ترک خورده را مي توان با بيل مکانيکي حفاري نمود.

با آنکه بيل مکانیکی قادر است چه در زیر سطح تراز ماشین و چه در بالای آن کار کند، معذالک بهترین راندمان برای بیل های مکانیکی وقتی به دست می آید که محل کار بالای سطح زمین و تا زیر لولای دوران میله جام shipper shaft باشد.

گرچه بیل مکانیکی قادر به حفاری در سطح پایین تر از سطح اتکاء ماشین می باشد، ولی عمق عملیات نمی تواند از طول میله جام تجاوز نماید. انواع دیگر قسمتهای الحاقی (جام معکوس یا دراگلاین) وجود دارند که برای این کار در سطحی پایین تر از سطح اتکای ماشین مناسبتر می باشند.

 

 

 

ادامه نوشته

عنوان :  جواز تخریب ونوسازی                               
                                 
کدعملیات  شرح عملیات  پیشنیاز مدت انجام عملیات  زمان  برنامه ریزی
        شروع پایان 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
1 ارائه سند به دفتر خدمات    24ساعت  1390/1/29 1390/1/30                      
2 دریافت دستور نقشه  1 24ساعت  1390/1/30 1390/1/31                      
3 مراجعه به دفاتر جهت تهیه طرح 2 48ساعت 1390/1/31 1390/2/2                      
4 انتخاب یک طرح از چند طرح  3 24ساعت  1390/2/2 1390/2/3                      
5 تهیه برگ سبز و مهر مشاور 4 24ساعت  1390/2/3 1390/2/4                      
6 مراجعه به دفترخدمات و تائیدکردن طرح 5 48ساعت 1390/2/4 1390/2/6                      
7 پرداخت هزنیه ی جواز 6 48ساعت 1390/2/6 1390/2/8                      
8 با مراجعه به شهرسازی اقدام به دریافت جواز  میکنم 7 24ساعت  1390/2/8 1390/2/9